تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
·٠•روشن ترازآسمان•٠· - •°oمرا ببخش مادرo°•

























·٠•روشن ترازآسمان•٠·

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه . . .




مادرمن...چه بر سر تکیه گاه خستگی هایت آوردند...؟
چگونه چنین بار مظلومیت را بر دوش نحیفت میکشی و دم نمیزنی؟
مگر تو از جنس بی نهایتی که زجرهای زمینیان را این گونه تحمل میکنی؟
مگر کودک بی گناهت از جنس زمینیان نبود؟پس چگونه  درد مادرش را بر تنگش می گرفت تا صبر مادر بر ضربه های ظالمانه و بی امان خدا نشناسان بیشتر شود؟
مادر...
آن لحظه که خفگان شکنجه های سنگین را تحمل می کردی من کجا بودم که سر بر زانوانم بگذاری و های های اشک هایت را سر دهی و من هزار بار در خود بشکنم و هزار بار در خود بمیرم...
من نبودم اما چرا حالا که هستم این گونه بی فروغ بر آیینه ی هستی می نگرم و ذره ای بر این اندیشه نیستم که آن روز تو چه کشیدی و خاموشی احساست را کسی نفهمید...آن روز چه کسی را صدا کردی...چه کسی را بخشیدی...و چه کسی را...؟
مادر من،تو چه اندازه بی اندازه بودی و دلت چه اندازه بزرگ بود که زیر لب جای نفرین،دعا جاری کردی...؟
من جه اندازه کوچکم که حتی نمی فهمم کجایی و از پشت کدام ابهام مرا می نگری و از کدام سو دستان محتاجم را نظاره گری...
مادر...من چه قدر کوچکم که حتی نمیتوانم،سزاوار این نیستم که تو را این گونه عاشقانه بخوانم و بر این غمت زار بزنم...مادر مرا ببخش...من خیلی کوچکم...مرا ببخش مادرمن...


نوشته شده در 1391/02/6 ساعت 17:08 توسط شَـــــــــبـــنـَــم نظرات |


Design By : Pichak